X
تبلیغات
رایتل

ماهی های دریای کابل!

سعی دارم در این فضای کوچک خودم باشم، نَفَس بکشم زندگی را، به سبک خودم، عمیق و بی باک!

اگر روزی من خیلی دور باشم و تو ...

ساعت نزدیک سه صبح است و کاش می شد صبح نشود، و روز نیاید و من باز هم اشک بریزم، بی وقفه و داغ، تنها و بی آزار، هی یادم می آید که میان بیهوشی و هوشیاری روی تخت بیمارستان در جواب دکتر شیفت شب اورژانس که چه تان شده است خانم ؟، فقط میگفت، "احساس دلتنگی شدیدی می کنم "، دلم می خواهد تا آخر عمرم بجایش احساس دلتنگی شدیدی کنم و تمام دلتنگی های مادرانه اش را یکجا به دوش بکشم و او احساس دلتنگی شدیدی نکند. او احساس دلتنگی شدیدی نکند...

تمام احساس های دلتنگی شدیدت به جانم مادرکم...



برچسب‌ها: مادر، اشک، اندوه، شب
تاریخ ارسال: چهارشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 02:58 ق.ظ | نویسنده: ساغر | چاپ مطلب
نظرات (6)
چهارشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1394 01:44 ب.ظ
mahtab lotfi
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ارزو میکنم ایام به مامتون خوش بیاد
پاسخ:
پنج‌شنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1394 08:25 ب.ظ
ریضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
انشاالله که خدا به همه جان جوری بدهد. دل جم . نام نیک.
پاسخ:
تشکر.
شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1394 11:44 ق.ظ
ملالی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ارزوی شفای عاجل برای مادرعزیزتان دارم
پاسخ:
یکشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1394 04:00 ب.ظ
سپیدار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مادر ! خیلی بهش بدهکارم. این از اون بدهی هایی ست که هیچ وقت نمی تونم پرداختش کنم.

اگه کتاب "و کوه ها طنین انداز می شوند" رو خونده باشی، بهت می گم کاش اون شربت که غول به بابا علی داد واسه خیلی از مادرها باید تجویز بشه، به خصوص مادران افغان که همه شون یک فرزند دور از خانه دارند
پاسخ:
چهارشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1394 09:46 ق.ظ
soode
امتیاز: 0 0
لینک نظر
احساس دلتنگی شدیدی .... مادرها مادرها مادرها
پاسخ:
پنج‌شنبه 21 خرداد‌ماه سال 1394 08:56 ق.ظ
لی لی یت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من میفهمم چه میگوید ، اما مانده تا شما بفهمی خدا رو شکر ... هر چقدر برای مادر ناراحت باشی ، ملنده تا قلبت برای دوری فرزندت به درد آید و فشرده شود و تعبش را بفهمی ....
سفرت بی خطر ساغر جان ...
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد