X
تبلیغات
رایتل

ماهی های دریای کابل!

سعی دارم در این فضای کوچک خودم باشم، نَفَس بکشم زندگی را، به سبک خودم، عمیق و بی باک!

راستی پسر را هم کچل کردیم!

زندگی مثل برق و باد می گذرد، مثل همیشه است، اما ما فرق می کنیم، ما هر روز فرق می کنیم.

این روزها هوا پاییز است و من بعد از یکسال و هفت ماه زندگی در اینجا، فصل ها را می فهمم، پاییز نازنین سردم می کند و عاشق بافت ها و ها کردن روی شیشه هستم، مثل همه سالهای عمرم، من عاشق پاییزم و در پاییز بشدت شاعرانه می شوم مخصوصاً وقتی همه چیز مهیای یک افسردگی شاعرانه باشد.

قبلاً اتفاقات زندگی خانواده ی کوچک ما در تابستان ها واقع می شد، الآن شرایط فرق کرده و همه سال را آبستن وقایع جدید هستیم، و چه ناگوار است اگر وقایع غمگین کننده باشند و باعث خوابهای آشفته هر شب گردند.

این وسط من مأمورم و معذور که راوی اخبار به خواهر باشم، خوش هایش شاید زودتر به گوشش برسند اما خبر بدها بیخ ریش خودم هستند برای انتقالشان!

و من امروز خبر بدی به خواهرم دادم....

در زندگی زخم هایی هست که هیچوقت خوب نمی شوند، و هیچوقت رفع نمی شوند جز با مرگ و من مادر غمگینی ام این روزها هر چند در اینستاگرام عکس های خوب می گذارم و اخبار خوب نشر می کنم و حرف های خوب فال بین اخیر را می نویسم، حرف های ناخوبِ  فال بین این بود که دلت آشفته است و فالت مشوش، زنی کوتاه با صورت گرد بدرقم دلتنگت است و دردی در دلت هست که رفع نمی شود و برای هضمش صبر ایوب بایَدَت!

پ ن: شاید هیچوقت از درد این روزهایم به کسی نگویم، پس نپرسید که نگفتنی اند، دچار توهم هم نشوید که در زندگی سه نفری مان باشد که نیست و ما آدم های زندگی همیم! 

خلاص!

برچسب‌ها: از زندگی
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 11:46 ق.ظ | نویسنده: ساغر | چاپ مطلب
نظرات (2)
چهارشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1396 02:55 ق.ظ
سارای
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پنج‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1396 06:29 ق.ظ
نیره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوب و بد می گذره و چاره ای نیست جز اینکه سعی کنیم شاد باشیم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد