ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
نمی توانم خرسندی ام را بروز ندهم، جیغ کوچکی می کشم و به دنبال سایر اخبار صفحات اینترنتی را بالا و پایین می کنم، لویه جرگه افغانستان طی سه روز کاری خود در پنجاه کمیسیون راجع به مفاد پیمان استراتژیک افغانستان و امریکا ابراز نظر کرده اند و امروز که روز چهارم و آخر این جرگه است نظرات نهایی شان را بشکل یک بیانیه به دولت پیشکش می کنند، ظاهرا" همه یکصدا به بسته شدن این پیمان با امریکا موافقند، اما این وسط سخنان اخیر رئیس جمهوری مبنی بر اینکه امضای نهایی این پیمان را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول کرده است با اصرارش بر برگزاری لویه جرگه همخوانی ندارد، همه می دانند لویه جرگه یک شکل سنتی و صوری از به کرسی نشاندن سخن خود رئیس صاحب جمهور است، منتها می خواهند بگویند ما آدم های ریش سفید دوستی هستیم، و عنعنات(رسوم) افغانی مان و لُنگی و ریشمان هنوز برایمان کهنه نشده است، مثل جوانی که به هر دری می زند تا به خواسته اش برسد، و تمام اسباب و شرایط کار را فراهم می کند بعد می رود کسب تکلیف از بزرگ خاندانش، پدر و پذربزرگش، حالا هم رئیس صاحب جمهور ما لویه جرگه ای با بیش از 2500 نفر اشتراک کننده را براه انداخته و مخارج سفر و حَضَرشان را با اسراف هر چه بیشتر فراهم نموده و دانشگاه پلی تکنیک و تعلیم و تربیه و پزشکی و کل مأمورین دولتی اش را رخصت نموده تا بیایند گفته هایش را با کاکا اوباما نظری افکنده امضایی بنمایند، بعد برداشته می گوید امضایش را می گذاریم برای پس از انتخابات تا در انتخابات پیش رو حسن نیت کامل و صادقانه کاکا را دریابیم و محک بزنیم، جل الخالق!
حتم دارم خود کاکا اوباما هم تا بحال یک چنین اعجوبه ای را در زندگی ندیده باشد.
من خرسندم از اینکه حتی اگر نامش وطن فروشی است، فروخته شویم، مگر نه اینکه طی این ده دوازده سال فروخته نبودیم؟
حاکمیت ملی از اول هم نداشتیم، نمی توانستیم سرباز امریکایی را محاکمه کنیم، و بدون پرداخت مالیات پایگاه داشته اند، و مأمورین نظامی و غیر نظامی شان اجازه بی برو برگرد حمل سلاح داشته اند، همه اینها که امروز امضاء می شوند طی این ده دوازده سال بی پیمان برقرار بوده است، و البته به نفع من هم بوده است، خب بروند امضاء بکنند، به عِرق ملی من یکی بر نخواهد خورد، خیالم هم راحت تر می شود که قضیه از اینی که هست خرابتر نخواهد شد، و فردای روزگار گرچه باز همین نام های تکراری آشنا می شوند رئیس جمهور و وزیر و سفیر، لااقل برای ده سال دیگر درگیر همین تعاملات سیاسی و زد و بندهای مزخرف طور خودشان هستند نه درگیر جنگ داخلی، که حالا که کاکا اوباما رفت من رئیسم و من وزیرم و ملیت شما کم نفوس است و من پر رنگ ترم و ریشم بلندتر و حنا شده است و نکتایی نمی پوشم و از این دست.
پ ن: ملت و دولتی که خود برای خود تصمیم می گیرند، خود حرف و حق مسلم خود را به کرسی می نشانند، کاری به درونش و اعتراض های سرخ و سبزش ندارم، برای من قابل تکریمند، و همیشه باعث رشکم بوده اند، می توانند، می ایستند، گپشان را آنقدر تکرار می کنند و هر بار بلندتر، و لابد منطقی تر، که نتنیاهوها و امیرهایش را هم مجبور به پذیرش می کنند، بعد صفحه های فیس بوکی ما این چند روزه پر شده است از، آه! بر باد شدیم، فروخته شدیم، اجنبی آمد ما را و دین و زن و ریشه مان را از ما گرفت، آدم دلش می خواد بگوید بدبخت، اجنبی اگر جمع کند برود که تو دو روزه از بی پولی و گرسنگی و تشنگی و جنگ و فساد به درک واصل می شوی، البته اگر قبل از آن توسط تیرهای غیبی برادران راضی و ناراضی نمیری، یک روز گندمت را ازت بگیرند می میری، تو دم از فروخته شدن و نشدن و سایه بالای سر و استعمار می زنی؟
اکثر مردم عادی با این پیمان از اول هم موافق بودند با همه سادگی شان در سیاست پخته هستند ولی این وسط یه عده ای اتش بیار معرکه هستند و استفاده سیاسی می کنند. این عده به سه گروه تقسیم می شوند:
اول: عده ای که بر اساس عقیده موافق نیستند و فکر می کنند که این به نفع مردم نیست. که البته محترامانه مخالف هستند که هیج اشکال ندارد بلاخره موافق و مخالف دارد
دوم: عده ای از روی نادانی و بدون تحلیل و صرف بر اساس تبلیغات عده ای سو استفاده چی مخالفت می کنند و
سوم : که از همه خطرناک ترند عده ای هستند که می دانند این پیمان به نفع منافع دراز مدت مردم است ولی بر اساس اینکه یا جاسوس همسایه ها هستند و یا هم برای انها کار می کنند و پول می گیرند مخالفت می کنند و در این میان حتما از مسایلی که احساسات مردم را بر می انگیزد مثل دین، ناموس و وطن استفاده می کنند
تقسیم بندی را عشق است، آخرش را هم نفهمیدیم چی شد، رئیس جمهور انگار می خواهد مطمئن شود برادرش رئیس جمهور می شود بعدا" امضا می کند، امریکا هم انگار نمی فهمد این تعویق انداختن ها و گربه رقصاندن های حامد جان را! 2500 نفر هم برگ چغندر بودند و سی میلیون افغان دیگر نیز هم!
جانا سخن از زبان ما میگویی!
به قول تو حرف از خودش جرگه از خودش حالا میخواهد مثلن بدنامی تاریخی را بگذارد بر دوش یکی دیگر. نه اینکه سراسر خوشنامی بوده دوره اش!
والا به غرعان، آخرشو ندیدی چی شد، حضرت نوح افغانستان(صبغت الله مجددی صاحب) آمدند پشت تریبون گفتند اگر امضا نکنی من از این بلاد می روم آخر عمری پناهنده می شوم، این خط این نشان، دد لاینش را هم معلوم کرد، مردم دست زدند، ولی رئیس جمهور محترم باز آمد بالا خود شیرینی کرد که چنین و چنان، انگار دارند سر مهریه و بالا پایین بودنش چک و چانه می زنند و صبغت الله مجددی طرف داماد است، آخرش نفهمیدیم چه شد، شما اگر فهمیدید ما را خبر کنید.
با خواندن این متنتان، بیت به بیت این شعر حافظ را زمزمه کردم
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
کس نمیگوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکندهاند
کس به میدان در نمیآید سواران را چه شد
صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
حقیقتا آمریکا چطور ازین شرمساری طالبانی خودش رو تبریه کرد؟ جهان باید اُف کنند بر امریکا و از خجالت نتواند سر بالا کند، آن وقت اینجا بحث بر سر حمایت و خیانت ایران در حق افغانستان داغه. خانه از پای بست ویرانست، خواجه در بند نقش ایوان است، ۲۱ شهریور ۱۴۰۰