ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
اول از یاکریم ها بگویم، مثل بچه آدم سه هفته روی تخم ها نشستند و ما هم مراقب بودیم کسی به خانه و کاشانه اینها دست نیازد و آزارشان ندهد، اصلا" آزار که هیچ، گوشه چشمی هم نداشته باشد، خود من هر وقت به اتاق مادر می رفتم طوری وانمود می کردم اینها فکر کنند اصلا" نمی دانم که خانه یاکریمی درست پشت پنجره است، پشت پنجره ای که اگر باز کنیم می شود روبروی چشم مان، و راحت می شود چشم در چشم شان شد و حال و احوال کرد، اوایل فقط مادر باهاشان حال احوال می کرد، اجازه باز کردن و بستن پنجره هم در قبضه مادر بود، بعد که دید طفل معصوم گرسنه تشنه چسبیده به تخم ها هم مادر بود که یک کاسه گندم یک فنجان آب گذاشت گوشه لانه شان که آنهم کلا" نوش جان همسرش شد که هرازگاهی می آمد روی تخم بخوابد اول نوکی به دانه ها میزد بعد یادش از تخم ها می افتاد، ولش داشتم می گفتم اینهمه مراقبت کردیم یک لحظه فقط غفلت مان باعث شد یاکریم ها بپرند، قضیه هم از این قرار بود که تا برسم سر وقت بچه ها و چهارپایه را از زیر پایشان بکشم و با اردنگی بیرون بیندازمشان، دست شان به تخم ها رسیده بود و بقول مادرم "آدم بوی"شان کرده بود و یاکریم ها فهمیدند و هرگز به لانه و تخم هایشان برنگشتند، و من دلم خون بود دو سه روزی، مخصوصا" که دیدیم یکی از تخم ها فقط یکی دو شبانه روز تا بدنیا آمدنش مانده بوده و از بیرون که نگاه می کردی سیاه بود، هی گفتم خب اینهمه رویشان خوابیدید فقط این یکی دو روز را هم می خوابیدید ما هم می دیدیم بدنیا آمدن و پرورش اطفالتان را، بعد دو سه روز بعدش مادر خبر آورد که روی آن یکی لانه ای که طبقه پایین برایشان ساخته بوده تخم جدید گذاشته اند!
دوم از اتفاق دیگری در زندگی مان بگویم و آن هم جریان نامزدی دختر برادر است، دختر برادر نوزده سال بیش ندارد ولی همین چهار روز پیش نامزدی اش بود، خب همه که مثل من و امثال من نیستند که اولویت های شان درس و کار باشد، خیلی هم خوشحال شدیم که به این نتیجه رسیده، موقعی که می خواست با پسر صحبت خصوصی داشته باشد، همان لباسی را بهش پوشاندم که خودم در چنان شبی پوشیده بودم، پسر در مزون لباس عروس در تهران کار می کند و از الآن نقشه لباس عروسش را در سر می پروراند، راستش را بگویم به دنیای روشن و سفید و مروارید گونه اینها حسادت می کنم، و امیدوارم به همین سپیدی که هستند باقی بمانند!
سوم از خودم بگویم که در جریان خواستگاری و نامزدی دختر برادر تقریبا" دو سه کیلو وزن کم کردم و شب ها بلااستثناء تا صبح بیدار بودم و صبح ها هم طبیعتا" بخاطر استرس زودتر از همیشه از خواب می خاستم، و در این برو و بیاها و مراسم خرید و مخصوصا" مراسم نامزدی که البته مختصر و خیلی ساده بود ولی خستگی هایش را داشت، اتوماتیک وار بک آپ میزدم به مراسم نامزدی خودم در تابستان 1389 و طبعا" زحمت هایی که خواهر و مادر و همین برادرزاده در طول مراسم ها و مهمان داری ها کشیدند، چون دوسیه دختر برادر عینا" مثل خودم بود و خانواده نامزدش درست مثل من از شهرستان آمده بودند و همان برنامه ها یی که من داشتم را این داشت، جالبی اش این بود که مثل خانواده همسر من که از شهرستان آمده و مهمان خاله شان بودند اینها هم مهمان خاله شان در همین گلشهر بودند، و یکسره خاطرات خودم در ذهنم مجسم میشد و ناخودآگاه قیاس هم می کردم، مثلا" شبی که خرید من انجام شد من حس خستگی یا تشنگی یا گرسنگی نداشتم و ساعت شده بود دوازده و مغازه ها بسته بودند که رفتیم شام بخوریم ولی در خرید دختر برادر از وسط هایش پاهایم گز گز می کرد و خیلی خسته شده بودم!
چهارم، نمی دانم امشب شب نیمه شعبان و میلاد امام مهدی است یا فردا شب، در هر صورت این شب عزیز را به همه دوستانم تبریک می گویم و آرزو دارم به عزیزی این شب به مراد دلهایشان برسند!
پنجم از اینکه اینقدر عزیزید و من را می خوانید و بهم سر می زنید جهانی سپاس، فکر می کردم این جمله خیلی کلیشه ای و مسخره است ولی امشب واقعا" لازم دیدم اینرا بگویم، و اینکه واقعا" از حس کردن رد پایتان خوشحال می شوم!
از آدمایی که حیوانات و نحس میدونن نفرتم میشه
عقب مونده تربت موجود دنیا انسانه
درست بخون بعد نظر بده آقا یا خانم متنفر!
عنوان نوشته بر میمون بودن یاکریم اشاره دارد نه نحوست.
من بشدت فوبیا پرندگان دارم، کبوتر داخل جاکفشیم روی بالکن تخم گذاشت و نمیدونستم، بخاطر اینگه نیاد روی بالکن روی جاکفشی پارچه کشیدم، امروز فهمیدم تخم گذاشته بوده و حسابی عذاب وجدان داشتم و با سرچ توی نت این کامنتارو پیدا کردم و تاحدودی آروم شدم

چقدر همدرد داشتم اینجا
ممنونم واسه اینهمه مهربونیتون
جوجه قمری هاالان ده تایازده روزه میشن همیشه بهشون سرمیزدم گاهی جوهانولزش میکردم امشب تاهنوزکه ساعت نه شب نیومده احتمال داره براش مشکلی پیش اومده باشه، میترسم امشب گرسنه بمونن چطوری میتونم ازشون نگهداری کنم
وایییبی مدتها بود انقدر از ته دل نخندیده بودم دست همتون درد نکنه با کامنت ها. منم امشب دیدم مادر جوجه یاکریممون رفته و شب بچه اش رو تنها گذاشته اومدم ببینم چرا رفته که جهانم آباد شد از شادی

خداروشکر یکی خندید لااقل لذت برد
سلام خسته نباشید
الان چهارروزی هست دوتایاکریم اومدن خونه ماکمکشون کردم لونه درست کردن
ولی میکن شوم هست ایاواقعیت داره یانه
خوبی این همه سوال پای این مطلب اینه که الان شما متخصص یا کریم وفوق تخصص ترک لانه شدید
این موضوع شوم بودن ناشی از یک حدیث در مورد نگهداری فاخته در قفسه. و در ایران به دلیل برخی شباهتها، قمری، یاکریم و فاخته را با هم قاطی کردن. اینی که تو شهرا بیشتر دیده میشه، اسمش یاکریمه نه قمری و نه فاخته. فاخته هم با قمری فرق داره.
سلام من بعد دو سه ماه رفتم بالای پشت بام بعد دیدم یه یاکریم هست بعد خوشحال شدم و وقتی رفتم نزدیک دیدم یه تخم کوچولو خوشگل
من یه تخم یاکریم پیدا کردم و تو جای گرم و دور از کولر گذاشتم اما نمیدونم تو چه اوضایی هست
میشه لطفا اگه کسی میدونه بگه؟
هیچ کس حرف منو باور نمیکنه الان حدود یه ماهه یه یاکریم سر ساعت ۳ بعد ازظهر می یاد و چند بارصدا میکنه و من هم فهمیدم چرا می یاد اون ساعت من ۵ دقیقه صدای عبدالباسط رو گوش میکنم که قرآن میخونه ، اون می یاد گوش میکنه و میره ، واقعا برام عجیبه وقتی می یاد یه صدا میکنه تا صوت قرآن رو پخش کنم ، بعدشم میره جوری رفتار میکنه انگار یه انسانه
سلام یه سوال دارم
اگه قمری را شکار کنیم نفرین میکند؟
دوستان این بنده خدا پاسخگو شما نیست ولی من پاسخ شما را می دانم و راهنمایی می کنم، پرودگار عالم به تمامی مخلوقاتش عقل و درک و احساس داده ولی به اندازه مختلف اگه کبوتر قمری خنگ بود هیچ وقت راه خانه ای که در آن لانه سازی می کند را پیدا نمی کرد و هر دفعه شاخه های خانه سازی را به جاهای گوناگون می برد و نمی توانست لانه ای بسازد که جوجه کند پس اگر می رود و دیرتر می آید به خاطر این هست که آنها دونفری لانه می سازند و از تخم نگهداری می کنند چون هم شکل هستند شما تفاوت آنها را متوجه نمی شوید زمانیکه تخم دار شوند و همینطور جوجه دار شوند به هیچ عنوان نزدیک نشوید و نه تخم و نه جوجه را لمس کنید چون بوی دستان شما به سرعت به آن سرایت کرده و باعث ترس جوجه می شود و همینطور عدم پذیرش مادر و پدر چون آنها از جان خود می ترسند و عاشق پرواز و زندگی کردن هستند و نمی خواهند به هیچ عنوان آن را از دست دهند فرار می کنند . با حیوانات مهربان باشیم چون خالق هستی آنها را آفریده و از همه خرافات ها مغزمان را پاک کرده اگر کبوتری را دیدی دانه بده اگر سگ را دیدی طعام بده و همینطور همه موجودات هستی را خداوند در قرآن فرموده کافران می گویند آیا ما به کسی طعام بدهیم که اگر خدا می خواست خود به او می داد از زمره کافران نباشیم تا از جانب خداوند پاداش دریافت کنیم البته که خودت متوجه همه چیز میشوی و این راه را ادامه میدهی مثل من که همیشه خیر و برکت کمک کردن به این زبون بسته ها در زندگیم است الحمدالله یا رب العالمین:❤️❤️
یه یاکریم پشت پنجرمون تخم گذاشته جوجه اش سه روزه از تخم بیرون اومده ولی بازم مادره روش میشینه میترسم خفه شده باشه آخه اصلا تکون نمیخوره جوجه
سلام یاکریم ما 2 تا تخم گذاشته بود دیشب باران شدیدی بود حالا یکی از تخم هاش افتاده و شکسته میگم حالا یکی دیگه تخم داره برمیگرده یا نه
ما یک یاکریم داریم 2تا تخم گذاشته بود
دیشب باران شدیدی بود حالا یکی از تخم هاش افتاده و شکسته میگم حالا یکی دیگه از تخمش هست می خواهم ببینم یاکریم برمیگرده یا نه
ما یاکریم داریم که 2 تا تخم گذاشته بود دیشب باران شدیدی بود حالا یکی از تخم هاش افتاده و شکسته میگم حالا یکی دیگه از تخمش هست یاکریم برمیگرده یا نه
سلام ،یا کریم با تخم هایش رفت درصورتی من فقط برلیش آب ودانه گندم گذاشتم چرا رفت
یه یا کریم تو گلدان شمعدانی تو بالکن تخم گذاشته اما هر وقت به گلدون آب میدم تخم
یا کریم آب میخوره مشکلی پیش نمیاد براش ؟
سلام. شاید یا کریم که میره و به بچه هاش سر نمیزنه یا نمیاد رو تخم هاش بخوابه موقع جمع آوری غذا شکار شده توسط عقاب یا انسانهای ظالم. کاش همه انسان ها با پرنده ها مهربان بودن
سلام
توی انبار خونه ما که در حیاطمون هست من یک قفس از پرندم رو اویزون کردم
دیدم چند روز بعد دوتا پاختری میاند و میرند و خلاصه که روی قفس خونه ساختند و این ۱۰ امین جوجه اش است که پر میزند و اصلا از ما نمیترسه نمیدونم چرا ولی جلوی چشم مادر و پدرشان بچه هارا بر میداریم میبریم توس خونه و... اما نمیره و هنوز داره تخم میزاره
سلام
یا کریم خانه ی ما در هواکش موتورخانه آسانسور لونه کرده و کلا اونجاست و جایی نمیره.
ولی اصلا صداش در نمیاد.
به نظر شما نشون چی میتونه باشه که صداش در نمیاد ... خوشحال میشم نظر شما رو در این باره به واتس آپ و تلگرام بنده ارسال بفرمایید::::
سلام داستان را میخوندم جالب بود.منم یه یا کریم آمد داخل گلدان توی بالکن لونه کرد بعدش هم یدونه تخم گذاشت و بعدش دیگه سراغ تخم نیومد و من هم از اونجایی که دو تا طوطی کوتوله برزیلی دادم که تخم گذاشتند تخم یا کریم را گذاشتم زیر پای کوتوله خودم و جالبیش اینه که الان دیدم تخم یاکریم نطفه و رگ و پی جوجه پیداست ولی تخم خود کوتوله سفید هست و هیچ خبری از جوجه نیست
سلام ما ی خونه داریم شهرستان کبوتر اومده بالایی لوستر لونه کرده و دوتا تخم گذاشته من اونا رو بدون اینکه دست ب تخمش بزنم جا ب جا کنم مشکلی پیش نمیاد براش آخه توی خونه اس چی باید کرد
درتاریخ ۲۷/ ۳/ ۱۴۰۳برای یاکریم صداشوازطریق گوشی پخش کردم دبدم جوابشومیده هی من پخش کردمهی اون جواب دادبعدصدای دارکوب گذاشتم بااینکه یکهفته ایمیشدکه روی ۲تاتخم مینشست یه روزدیدم دوست پسرشو اورده فرذاش هردورفتندالان۲۴ساعته خبری ازشون نیست نگرانم گشت ارشادگرفته باشه اخه ممکنه اونهاهم تودنیای خودشون گشت ارشادداشته باشن !!!!
دوتا یاکریم تازگیا میان تو حیاط صبحا با صدای بال بال زدن اونا بیدار میشم
قدیمیا میگن یاکریما بضیاشون پری هستن بخاطر همون نباید اذیتشون کرد وگرن خداقهرش میگیره یا میگن نفرین میکنن من یاکریم رو خیلی خوش یمن میدونم و همیشه ب چشم پری نگاشون میکنم
پشمام ریخته یه داستان نوشتی ملت ریختن و دهنتو دارن سرویس میکنن نکنه پروفسرای یاکریم شناسی داری کلک
فک کنننننننننن وای خدا
سلام خونه ما دوتا یاکریم داشت تخم گذاشتن چن روز هست اصلا ندیدم شان خیلی نگران شون هستم اخه شده بودن محرم اصرار زندگیم
سلام یه دونه قمری از لونش افتاده لونشم پیدا نکردیم که بزاریم سرجاش الآنم هیچی نمیخوره باید چیکار کرد
یه یاکریم پشت پنجرمون لونه کرده و تخم گذاشته بود ..من فقطپرده رو کنار میزدم از دور نگاش میکردم که نترسه ..
امروز دیدم جوجه تازه از تخم دراومده و خودش هیچ کدوم نیستن و رفتن
من یا کریم پیدا کرده بودم بالش شکسته بود خوب شده یعنی نمی دونم دکتر گفته بود شاید هیچوقت دیگه خوب نشه
بنظرتون رهاش کنم یا دیگه بمونه تا آخر عمر پیش من؟
سلام میشه جواب منو بدید ؟ یه کبوتر یا کریم روی طاقچه ی دستشویی ما لونه کرد و بعد دو روز دوتا تخم گذاشت ماهم اینقدر مواظب بودیم که حتی لامپ دستشویی رو روشن نمیکیردیم که نترسه و بهشون دست نمیزدیم ولی الان دیدم که نه تخم ها هستند نه کبوتر و جای لونه شون هم اصلا گربه و ... بهش دسترسی ندارن بنظرتون چطور ممکنه؟
سلام 6ماه میشد قمری و تراس پست دستشویی لانه داشت هی تخم می آستن بزرگ میشد میرفتن باز میومد یکی دیگشون باز همینطوری خیلی کثیف بود چسبیده ب نورگیر سرویس بهداشتیم خیلی هم نزدیک کامل میدیدم چون پایین بود تو تراسم همیشه کثیف منم شدید از پرنده میترسم یک ماه نیستن و منم دیدم دوباره یکی دیگ داره میاد دیگ نذاشتم بوی گند تو تراس و سرویس بهداشتی اذیتم میکرد البته این یکی تخم نذاشته بود میومد میرفت منم لانه رو برداشتم الان نمی دونم کارم اشتباه بود یا نه من از ترسم اون.مدت ک جوجه هاش بدنیا اومدن و بزرگ بشن و برم جرات تو تراس رفتن نداشتم دیگ کثیفی و خاکش بمونه ب تمیزی هم نمیرسید حالا ناراحتم میگم نکنه کارم بد بوده برمیگرده دوباره
سلام. درست بعد از ده سال نوشته ت رو خوندم. جالب بود. موفق و همیشه خوشحال و خوشبخت درآنچه میخواهی باشی.
ممنون
ممنونم عزیز مهربون
تجربه ای که من از یا کریم ها کسب کردم این هستش که هیچ گاه به تخم ها وجوجه هاشون دست نزنید وهیچ اقدامی برای دادن اب وغذا براشون نکنی وگرنه در هر مرحله ای اعم از لانه سازی، تخم وحتی جوجه هم که باشه مثل اب خوردن ترک میکنن ومیرن وبد جوری حال ادمو میگیرن. البته من هرگاه که میرفتن از تخم یا جوجه هاشون بدون اینکه کوچکترین تماسی با لونه، تخم یا جوجه داشته باشم عکس میگرفتم
نکته مهم اینکه شما رو در حالی که کنار لونه هستی نباید ببینن.
سری اول که چنین تجربه ای نداشتم در یک روز بارانی گفتم همه جا خیس وابگرفته هست گناه دارن براشون اب ودونه بزارم. وقتی رفتن اقدام به این کار کردم وسریع از لانه دور شدم وقتی تشریف اورد واین بساط و نزدیک لونه دید رفت ودیگه بر نگشت
همسایه ما یه جوجه یاکریم بهمون دادن گفتن اگه میشه شما بزرگش کنید منم گفتم باشه سرچ کردم و فهمیدم سرلاک گندمی باید بهش بدم شروع کار با سرنگ بهش سرلاک دادم و آخر کار هم دو قطره آب .بزرگ شد شروع کرد به نوک زدن کمی دونه ارزن ریختم تو دهنش و یاد گرفت و الان بزرگ شده یهو یک روز میره و برمیگرده .شبها رو گردن خودم میخوابه و روزها گاهی روی شونه ام و روی پام .هر موقع هم بره سمت در میفهمیمم میخواد بره بیرون .منو مامان خودش میدونه اسمش نباته .نمیدونم هنوز نر هست یا ماده .ولی عشقه عشق .خیلی دوسش دارم .الان هم که تایپ میکنم روی شونهام نشسته قربونش برم .
چند روزیه توی حیاط خونمون یاکریم تخم گذاشته ولی نزدیکای بعد از ظهر رفت تا شبم برنگشته حالا بگی من چیکار کنم
چه داستان قشنگی و چقدر قشنگ تر که برای سال ۹۳ هست و هنوز آدما گذرشون بهش میوفته مثل خودم همین الان...
خوش آمدید نرگس جان