ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
هشت روز نخوردند، زیر آفتاب سوزان خرداد و سوز شب های بهار، زیر پوششی از پتوهای لاغر و پلاستیک های متری، کنار دیواری روبروی خانه ملت افغانستان به صف شدند، نوشتند و نشر کردند، ضعیف تر ها را پشت سر هم بردند و سرم زده باز گرداندند، قوی تر ها سعی کردند روحیه دهند بقیه را، عده ای پشت صحنه بودند، شعار نوشتند، تبلیغ کردند، شمع خریدند، برنامه چیدند و میزگرد و گفتمان تدارک دیدند، عده ای هم مثل من با استخوانی در گلو و خاری در چشم نظاره گر بودند، از ترس اینکه اَنگ قومیت گرایی بهش زده نشود چیزی از خود بروز نداده اند ولی هر لحظه نوشته ها را خوانده و شیر کرده و اشک ها را فرو داده اند، شب ها برایشان دعا کرده و نذر و نیازها را به نزدیکترین فقیر سر راهشان داده اند، هشت روز کم نیست، هشت روز نخوردن و در سرک ها نشستن، نشستن و نشستن و ضعیف و ضعیف تر شدن!
خیلی ها خواب بودند و نمی دانستند این جریان به کجا ها خواهد رسید، و خواهد توانست ظرف چند روز هزاران تن دیگر را با خود همراه کند، تحصن ها و اعتصاب هایی جاهای دیگری از زمین روی دهد، و مهم تر از همه خواب رفته ها را شاید حتی برای چند دقیقه از خواب خرسی شان بیدار کند! و سر انجام به بار نشیند، و در بعد از ظهر روز هشتم اعتصاب شاهد نتیجه دادن اعتصاب باشیم، و ناباورانه اولین حرکت نتیجه بخش مدنی را شاهد باشیم، حرکتی که در این سرزمین هرگز تا بحال رخ نداده است، اما امروز بعد از ظهر دیدیمش، و شاهدش بودیم، و خرسندیم و شادیم از دیدنش، و آرزو می کنیم این آغازِ راه درازی باشد که جوانان این مرز و بوم تازه ابتدایش هستند.
خدایی این پیروزی بعد از اینهمه انتحار و انفجاری که در این کشور روی می دهد، توانست طعم خوش شادمانی و نشاط از دست رفته را به ما بازگرداند و بفهمیم هنوز دیر نیست برای خیلی کار ها!
شادیت مبارک باد!
احساس غرور کردم وقتی خبر موفقیت بزرگ دانشجوها رو شنیدم... خیلی خیلییییییییییییییییییی خوشحالم... ملت ما همیشه با حرکت های مدنی خود آینده بهتر برای خود می سازد نه با خشونت و انتحار و خشخاش!...... دست مریزاد بچه ها!