ماهی های دریای کابل!

ماهی های دریای کابل!

سعی دارم در این فضای کوچک خودم باشم، نَفَس بکشم زندگی را، به سبک خودم، عمیق و بی باک!
ماهی های دریای کابل!

ماهی های دریای کابل!

سعی دارم در این فضای کوچک خودم باشم، نَفَس بکشم زندگی را، به سبک خودم، عمیق و بی باک!

به خانم سنیور کیس منیجر سلام کنید!

از آخرین نوشته یک ماه و یک هفته می گذرد و خبر اینکه دیروز نتیجه اپلیکیشن سنیوری ام را دادند و گفتند درخواست شما برای سنیوری قبول شده است.

تمام این یک ماه و یک هفته همزمان که مشغول آبدیت کردن رزومه ام بودم و کاور لتر را برای هزارمین بارها بالا و پایین می کردم با خودم به سناریوهای احتمالی شرایط خودم فکر می کردم.

بگذار از اول بگویم،

در جلسه دوم گفتند کیس منیجرها برای اخذ قرارداد جدید باید برای نقش خودشان اپلای کنند، گفته بودند رزومه آبدیت و حرفه ای و پاسخ باز هم حرفه ای به سه سوال مربوط به نقش کیس منیجری را تا تاریخ بیست و  پنجم اکتوبر بفرستید.

از طرفی، علیرغم کم کردن دو نفر از نقش کیس منیجری، دو نقش سنیوری در دفتر ما و سه سنیوری در دفتر دیگری همین حوالی اعلام کردند.

حالا، از ماه‌ها قبل در دفتر ما دو نفر دارند اکتینگ سنیوری می کنند.

با خودم گفتم من که اپلای می کنم، خوب هم می کنم اما چقدر امکان دارد که آن دو نفر اکتینگ های بالای شش ماهه را رد کرده و اپلیکیشن من را قبول کنند‌، باز با خودم می گفتم اینها خودشان همیشه می گویند که اکتینگ کردن در یک نقش هرگز ضمانتِ گرفتن نقش را نمی کند و باید در آزمون هر نقشی کامیاب شوی تا نقش را بگیری.

در شرایطی که سازمان ما واقع بود بسنده کردند به ارسال رزومه و کاورلتر حاوی پاسخ های درست، شفاف و واقعی از تجربه های عینی مان مربوط به کار اعلام شده.

این وسط دو ساعت ورکشاپ رزومه نویسی نوین و دو ساعت ورکشاپ مهارت های مصاحبه های شغلی هم گذاشتند که الحق والانصاف خیلی به کارم آمد.

برای آبدیت کردن رزومه و پاسخگویی و تنظیم کاور لتر هم از ای آی سازمان بهره ها بردم.

سرانجام دو روز قبل از ختم موعد، هم برای کیس منیجری و هم سنیور کیس منیجری رزومه و کاورلترم را ارسال کردم و بقیه اش را سپردم به تقدیر.

گفته بودند بخاطر شفافیت و رعایت عدالت بعد از نمره دهی روی رزومه و کاورلتر، می روند سروقت گزارشات ماهانه هر تیم لیدر از کار افراد و پیشرفت مهارت های شغلی و نظم و دقت نظر هر کارمند.

بعد از ارسال اپلیکیشن هایم فقط برای تیم لیدرم پیامی ارسال کردم با این محتوا که، من نهایت تلاش خودم را کردم، برای بعد از این فقط ساپورت و حمایت شما را لازم دارم.

ما فکر می کردیم حداقل برای نقش سنیورها یک مصاحبه ای خواهند گرفت ولی خوشبختانه از مصاحبه هیچ خبری نبود و  به همان رزومه و کاورلتر و ارزیابی های مندرج در فایل کارمند بسنده کردند.

اگر یادتان باشد، یکی از این اکتینگ ها بدون داشتن مهارت و سابقه و لازمه کار، برای ماه‌ها اکتینگ کرد و کل امسالِ من در چرایی اش سوخت با اینکه از تیم لیدرم توضیح خواسته بودم ولی هرگز قانع نشدم چون به وضوح پارتی بازی کرده بودند.

حالا در مقام امتحان روبروی آن دو خانم اکتینگ بودم.

تا دیروز سناریوهای مختلف را بررسی می کردم، 

یک. سازمان خودش را اسکول نمی کند با رد کردن آن دو اکتینگ، و آنها را قبول می کند، چون احتمالا بالاترین استحقاق را دارند دلیلش هم کار کردن در همان نقش است، مگر ممکن است کسی که هشت ماه اکتینگ کرده را بتوان رد کرد مگر چقدر اوضاع پرونده اش خراب باشد،این احتمال هفتاد سی بود به ضرر من.

 راستش نمی دانستم دقیقا چقدر کار حرفه ای شان خوب است.

دو. یکی از اینها رد می شود و تقاضای من قبول می شود، این یکی احتمال پنجاه پنجاه بود.

سه. هر دوی آنها قبول می شوند و فاتحانه به کار خویش  ادامه می دهند و احتمالا من را برای آن یکی دفتر انتخاب می کنند، این احتمال بیشترین حدس و گمان من بود.

چهار. من انتخاب نمی شوم و به کیس منیجری ادامه می دهم.

ولی در عمل همان احتمال دوم یعنی رد شدن یکی از آن دو اکتینگ و جایگزین شدن من بود، و جالب اینکه برخلاف حدس من آن خانم هموطن جایش تثبیت شد و خانم دیگر که مدرک لیسانس سوشال ورکر داشت رد شد.

دیروز من و آن یکی خانم را منیجر به اتاقش خواست و خبر قبولی ما و رد آن یکی را داد و تذکر داد که خبر محرمانه بماند تا باعث مخدوش تر شدن حال آن خانم بازنده نشود، بعد ایشان را تیم لیدر مربوطه برد بیرون و بهش خبر را داد، در جا با گریه و ناراحتی مرخصی گرفت و رفت خانه و من و آن یکی در خاموشی مطلق جشن و نشاط درونی گرفتیم.

ولی خدایی شرایط بدی بود، خانم امروز هم نیامد سر کار.

خلاصه دیگه ساغر خانم خودش را اول به خودش بعد به سازمان ثابت کرد، سازمان طوری نیست که بخواهد دلش برای کسی مثل من بسوزد و بخواهد جبران کند چون نسبت به تصمیم اعطای اکتینگ در ابتدای سال مسلما غور و اندیشه ای کرده بوده اند و چنانچه تصمیم غیر عادلانه ای هم گرفته شده بود درباره آن خانم هموطن بود نه این کسی که الان سرش بی کلاه مانده.

هنوز تکلیف قراردادهای جدید مشخص نیست ولی احتمالا تا آخر نوامبر می فرستند و باید امضا کنیم.

کل این سه ماه در استرس و نگرانی بودم و گذشت، مثل همه زندگی که گذشته و می گذرد.

من در سپتامبر دو هزار و بیست و سه با عنوان کلاینت ساپورت ورکر وارد سازمان شدم، کمتر از یکسال بعد اول اکتینک کیس منیجر و بعد با یک مصاحبه سخت کیس منیجر شدم، بعد از دو سال پیاپی از کیس منیجری، به سنیوری رسیدم، خیلی خوشحالم با اینکه قراردادهای جدید تا آخر جون دو هزار و بیست و هفت است و بعدش را هنوز هیچکس خبر ندارد.

همینکه در سمت سنیوری چند ماهی کار کنم خودش خیلی عالی است چون با سیستم های جدیدتر و کلاینت های پیچیده تر کار خواهم کرد.

تعداد کلاینت ها در نقش سنیوری کمتر است اما کلاینت ها یک گیر و گور حقوقی یا مشکل سلامتی یا روانی و خانوادگی دارند که باید هر کدام را بر اساس نیاز و امکانات مدیریت کنی.

پایان!