ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
یک پست اون زمان که ایران بودم و خانه پدری زندگی می کردم درباره یاکریم گذاشته بودم، تجربه تازه و قشنگی بود که الان با جزئیات بیادم نمی آید حتی، بعد ملت یاکریم سرچ می کنند می رسند به اینجا و هی درباره تجربه های مختلف گاها" غم انگیزشان درباره این موجود می پرسند، خیلی هایشان فوری فوتی سوال دارند که مثلا" الان دو روزه یاکریم مادر رفته به امان خدا با جوجه های گرسنه چه کنیم؟ یا مادر رفت گربه جوجه ها را خورد ما چه کنیم، جطوری بهش بگوئیم و تو رو خدا جواب بدین و از این دست!
من هم متعهدانه به تمام این سوال و شبهات پاسخ می دهم که خیر است انشاالله برمی گردد، ناراحت نباشید کاری است که شده، خدا روزی گربه را هم در جوجه یاکریم گذاشته بوده پشت پنجره شما و....
نمی دانم گذاشتن این پست چه سودی دارد بجز در جریان قرار دادن شمایی که می خوانید ولی هر بار که کامنت ها را می بینم با خودم میگفتم بگذار یک پست درباره اش بنویسم که نوشتم!
سلام
دست این موسی کو تقی ها درد نکنه که باعث شد شما پست بگذارین
قدیمی های ولایت ما معتقد بودن داره دنبال دکتر میگرده و میگه بچه ام تب داره!
راستی اون طرف آب هم ازشون هست؟
سلام مجدد
اون پست قبلی تونو کجا میشه پیدا کرد؟
یاکریم!
سلام
در میانه شیفت بیست و چهار ساعته و به هوای یافتن پست یاکریم همه صفحات وبلاگتان را نگاه کردم اما پستی با این نام نیافتم. شاید هم بود و من دقت نکردم.
اما ناراحت نیستم. چون در این گشت و گذار پستهای زیبایی از سالهای گذشته تان دیدم و خواندم و لذت بردم. از ماجرای ازدواجتان تا رفتنتان به سرزمین موجهای آبی مشهد (و چقدر خندیدم وقتی دیدم مسئولینش هم زیر آن پست کامنت گذاشته اند) و از پست مردها خرند تا آن پست فینگلیش که در فرودگاه دوحه نوشته بودید و ...
امیدوارم هرجا که هستید همیشه شاد و پیروز باشید.
مادرم می گوید بلا به جان یاکریم ها گرفت و رفت و بجایش خوشی آمد!، اسم پست بود.
ممنونم از این همه مهری که به پای این صفحه ناچیز دارید، نظرات شما باعث دلگرمی ام است.
جالبه بدونید شخصی بنام حسین ریکی پور پست رو پیدا کرده و منم در جواب گفتم خودشه، فکر کردم خودتونید
در یکی از دلداری هایتان پای آن پست نوشته اید نگران نباشید، دوباره تخم میگذارند و شاید دوباره گربه بیاید و جوجه را بخورد. خیلی خندیدم.
این رسم طبیعته
سلام، من فکر کنم کل مطالبتون رو خوندم. آماده برگزاری امتحان هستم




وبلاگ خوبی داری،
بیا تبادل ...
من مطالب شما رو در یک کتاب پرخواننده و جذاب در آینده تصور کردم
حتی براتون ناشر هم انتخاب کردم. نشر اطراف. خانم مرشد زاده.
نشر معتبری که با رویکرد روایت کتاب نشر می کنه و خیلی به رویکرد شما نزدیکه.
سر فرصت اینستاگرام ایشون رو اینجا میفرستم.
چقدر محبت دارید، ممنونم از اینهمه مهر، آدرس وبلاگ تان را برایم بگذارید(اگر دارید) تا بخوانم و بیشتر آشنا شوم. ممنونم
سلام، ممنونم از شما،
نه وبلاگ ندارم و اون قسمت تبادل لینک، مزاح بود.
خیلی مطالبتون رو دوست داشتم، امیدوارم همینطور ادامه بدهید و به فکر چاپ کتاب هم باشید
https://www.instagram.com/p/BJ-Ny18jOAC/?utm_source=ig_web_copy_link
اینستا گرام خانوم مرشد زاده